بیشعوری

کسانی چشم سردارندوکورند
زانسانیت وآدم به دورند

توانم بادوصدبرهان قاطع
کنم ثابت که اینان بیشعورند

اگرازدوستان نیکی ببینند
به خودبالندکه: دارای زورند

خلاف میلشان کاری اگرشد:
همه دنیاسراسربیشعورند

نمی فهمنددنیا راه تنگیست
وازاین راه مردم درعبورند

تمام فهمشان تانوک بینیست
زبینی آنطرفتر روزکورند

نمیدانندمغزودست وپاشان
خوراک کرم وموش ومارومورند

دل خورشیدراتاریک بینند
گمان دارندخود دریای نورند

به جشن دوست، اینان درعزایند
به مرگ دوست ،ایشان درسرورند

نگردددوست الا درپی نفع
وآن هم تابدانجاکه ضرورند

زبس دردوستیشان بی ثباتند
پیاپی دوستهاشان درعبورند

سراپاانتظارندوافاده
زخود راضی وباخویشان شرورند

وجودی بی وجودوبی تمیزند
نجس وبدنهاد وبی طهورند

خوشاآنان که ازاین گونه مردم
زمین تاآسمان فرسنگ دورند

برچسب ها: ganjinesefid برچسب ها: شعرهای سفید , شعرنو , شعرکلاسیک , شعرجدید , شعرغمگین , شعرباران , باران , دل بارانی , غم کهنه , شعررامهرمز , شاعران رامهرمز , شاعرخوزست , شاعرخوزستان ,

[ بازدید : 164 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 10 تير 1396 ] 18:56 ] [ حمیدرضاسفید ]

[ ]